عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

635

زبدة التواريخ ( فارسى )

غرض آن است كه چون حكايتى در ميان آمد و دور و نزديك و خاص و عام شنيدند ، اگر چنانچه او از آمدن ابا نمايد ، در ذمت « 1 » همت سلطنت شعارى فرض عين و عين فرض گردد لشكر فرستادن ، و اگر احتياج شود به خود نيز مرتكب شدن و اگر چنانچه او پيش آيد ، از برادران اعيانى « 2 » و فرزندان نسبى عزيزتر و مكرم‌تر و بزرگوارتر و معظم‌تر خواهد بود . شيخ حسن بدين عهود و مواثيق مستوثق مستظهر گشته متوجه كرمان شد و آنچه در پايه سرير اعلى استماع نموده بود و مشاهده كرده بازگفت ( 1 ) . [ و اللّه سبحانه و تعالى اعلم بالصواب و اليه المرجع و الماب ] . « 3 » ذكر قضاياى ماوراء النهر در اين سال اميرزاده - مغيث الحق و الدين - الغ بيك گوركان ( 2 ) در افتتاح محرم الحرام سنه تسع عشر و ثمانمايه عزيمت ساحل آب خجند فرموده در سابع ( 3 ) عشر محرم المذكور در ساحل آب خجند مقابل شاهرخيه سراى ( 4 ) پرده همايون بازكشيدند ، و در آن منزل شخصى از خوارزم رسيد و تقرير كرد كه چنان كه تقدير الهى رفته بود ( 5 ) ، جبار بردى چنگيز اغلان را گريزانيده و الوس اوزبك را مسخر كرده . در بيستم ( 6 ) منه حضرت اميرزاده الغ بيك گوركان آب سيحون را پل بسته بر آن بگذشت و بعد از چند روز كه در آن نواحى بگذرانيد ، عزيمت معاودت به دار السلطنه سمرقند فرموده ( 7 ) در بيست و

--> ( 1 ) . ت : شيخ حسن بدين عهود و مواثيق شده مستوثق و متوجه كرمان گشت ، ل : بازگشت . ( 2 ) . م : الغ بيك گوركان ياغى گشته بود چنانچه ذكر آن گذشت ، ل : الغ بيك گوركان ياغى گشته بود . پيدا است كه اين عبارت مربوط به چند سطر بعد است و از اشتباه كاتبان ناشى شده . ( 3 ) . ت : ثامن . ( 4 ) . ت : سرا . ( 5 ) . ت : « چنانچه تقدير الهى رفته بود » ندارد . ( 6 ) . ت : سيم . ( 7 ) . ت : نموده . ( 1 ) ذمت : عهد ، پيمان ، ضمان ، زنهارى ( دهخدا ) . ( 2 ) اعيانى ، برادر اعيانى : برادرى كه در پدر و مادر با شخص شريك باشد ( معين ) . برادر ابى و امى ، برادران صلبى و بطنى ، برادر رحمى . ( 3 ) - ص 644 و بسوى اوست بازگشت و مآب .